شهاب الدين احمد سمعانى
339
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
است يا معجب يا مشرك ؛ زيرا كه هر كه در طاعت به خلق التفات كند مرايى بود ، و هر كه به خود نظر كند معجب بود ، و آنكه عوض خواهد از غير الله ، مشرك بود باز آنكه در حال معصيت در جلباب حشمت و حيا بود ، و آنكه به قدم ندم و استغفار به حضرت باز گردد و آنكه در حال طاعت در شهود توفيق و رؤيت منّت بود پس زفان الحمد للّه بگشايد حبيب الله بود . قال اللّه تعالى : إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ . و قال جلّ جلاله : وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ . * مطيعان را طاعت است و عابدان را عبادت است و زاهدان را زهد است و عالمان را علم است باز عاصيان را مفلسى است و هر كه مفلس است كرم و جود ما او را مونس است . اى درويش ! اگر عجب آمد و طاعت ترا به باد برداد ، و كذب آمد و صدق را به باد برداد ، و ريا آمد و اخلاص را / b 112 / به باد برداد ، اين نام عبادى كه توقيع منشور وجود تو است به همه درياهاى عالم 19 نتوان شست ، و به همه آتشها نتوان سوخت . انبيا را - صلواتاللهعليهم - با همه طاعتها و عبادتها و دولتها عبادنا خواند : وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ ، و شما را با همه معصيتها و زلّتها عباد خواند : قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا . الآية ، اختلاف احوال و تفاوت اعمال شما را از درگاه من دور نكند . نبينى كه چون كعبه را خانه خواندم در محكم كتاب گفتم : أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ . گردش احوال ذرّهاى از شرف او نكاست . گاه در وى نماز بود و گاهى بت ، و شرف او بر جاى خود . آوردهاند كه زاهدى در روزگار گذشته در صومعهاى صد سال عبادت كرد ، بعد از آن هوا بر وى غلبه كرد 20 و معصيتى بر وى برفت ، آنگه خواست كه به سر ورد خود بازآيد 21 ، چون قدم در محراب نهاد ، شيطان گفت : اى مرد 22 شرم ندارى كه چنين كار كنى و آنگه به حضرت جلال حق - جلّ جلاله - حاضر آيى ؟ خواست كه او را از رحمت نوميد كند ، ندايى شنيد كه عبدى انت لى و انا لك قل للفضوليّ ما لك ؟ اى بنده تو آن منى و من آن توام ، فضولى را گوى : ما هذا الضّجر ، الرّأس و الحجر . اينك سر و آنك سنگ 23 . و صلّى الله على محمّد و آله . اختلاف نسخهها